مرتضى مطهرى
248
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بازگشت به اصل بحث حال اين برهانى كه اينها مىگويند : « و لانتزاع الشّىء ذى العموم » به اين صورت است كه چون ما تصورى از كلى داريم و هر تصورى از هر شىء در واقع اشارهاى است به آن شىء و اصلا خود ادراك نوعى اشاره است ولى اشارهء عقلى ، پس وقتى كه ما يك چيزى را تصور مىكنيم ذهنمان دارد به آن حقيقت اشاره مىكند ، پس اين بايد در يك موطنى وجود داشته باشد و الّا معدوم مطلق كه قابل اشاره نيست . در خارج كه ما شىء با صفت كليت نداريم ، پس اين در موطن ديگرى هست و آن موطن ديگر هم غير از ذهن نيست « 1 » . ببينيد آنهايى كه مسألهء كلى افلاطونى را با اين
--> - در باب كلى طبيعى كه مىفرماييد يك ذات لا به شرط است كه در خارج به وصف جزئيت و در ذهن به وصف كليت موجود است منظورتان از اين ذات چيست ؟ آيا خود اين ذات يك مفهوم كلى نيست ؟ استاد : نه ، ذات باز خود يك مفهوم است نه اينكه مفهوم كلى است . ذات مفهومى است كه در ذهن كلى است . - يعنى خودش از آن حيث كه مفهوم است كلى نيست ؟ استاد : نه . آخر ، اينكه مىگوييم « كلى است » يعنى چه ؟ شما چون آن را تا هنگامى كه درون ذهن است ملاحظه مىكنيد لذا مىگوييد كلى است . آن ذاتى است كه تا هنگامى كه درون ذهن است كلى است ، ولى اين چيزى هم كه در خارج است همان ذات است ، نه اينكه آن ذات نيست و چيز ديگر است . تا او در ذهن هست كليت از او جدايى ناپذير است ، ولى همين ذات در خارج كه وجود پيدا مىكند مىشود « جزئى » . پس او يك چيزى است . آن وقت معناى اين حرف چه مىشود ؟ اين مىشود كه كليت و جزئيت از احكام وجود است ؛ خصلت وجود ذهنى كليت است و خصلت وجود خارجى جزئيت ، اما آن ذات و ماهيتى كه گاه موجود مىشود به وجود ذهنى و گاه موجود مىشود به وجود خارجى ، خودش رهين هيچكدام نيست ؛ در ذهن تابع وجود ذهنى است يعنى خصلت وجود ذهنى را به خود مىگيرد و در خارج تابع وجود خارجى است يعنى خصلت وجود خارجى را به خودش مىگيرد ؛ در خارج جزئى است و در ذهن كلى . - كه در اينجا ديگر ماهيت يك امر غير ذهنى است . استاد : ماهيت يك امر لا به شرط از ذهنيت و خارجيت است ؛ غير ذهنى است به اين معنى كه لا به شرط از ذهنيت و خارجيت است ؛ يعنى هم ذهنى است هم خارجى ، نه ذهنى است و نه خارجى . ( 1 ) . - وقتى مىفرماييد « تصور » منظورتان « مفهوم » است ؟ استاد : بله . « مفهوم » است ديگر . - چون در مكتب اصالت حس هر وقت مىگويند « تصور » منظورشان همان صورت حسى جزئى است . استاد : البته اينها مربوط به اصطلاح است . در اصطلاح ما تصور اعم است از جزئى و كلى